تبليغاتX
L O Z A . . .
L O Z A . . .
(لوزا=(دختر حضرت آدم(ع))
چند وقتیه یه کمی حس نوشتن از سرم پریده

همیشه تو این فکر بودم که اگه این بار آپ کنم چی بنویسم؟
ولی چندین بار اخیر اومدم بنویسم نمی دونم چرا دست و دلم نمی رفت؟

البته این درد من نیست. همه گیر شده.من تو هر وبلاگی میرم هر کی به یه نحوی گله داره که چرا نمی تونه بنویسه

نمیدونم از چی بگم؟ همه چی شاید احساس می کنم تکراری شده

ولی یه اتفاقی افتاد که حس کردم بد نیست در موردش بنویسم

همین چند هفته پیش که مراسم فوت پدر شوهرم بود، یه خونواده ای اومدن برا تسلیت گویی

هفته ی بعد خبر فوت دوماد خونواده رو شنیدیم.

من که نمیشناختم و نمیدونستم. ولی ماجرایی بود که خیلی از شما تو روزنامه خوندید.

این آقا که مسئول یه کاروان بوده با پاسپورت ها وارد بانک میشه و بعد از خروج از بانک موتورسواران کیف قاپ از این آقا کیف پاسپورتها رو میقاپن. در حین قاپیدن این آقا احساس مسئولیت میکنه و دنبال پاسپورتها میدوه. منتها موتورسوار عقبی با قمه میخواد این آقا رو دور کنه که میزنه تو قلب بنده خدا و در جا این آقا از دنیا میره.

خوب این چه معنی داره؟ علت این کارا چیه؟ علت مقاومت اون آقا چی بوده؟ علت اینکه به ما میگن مقاومت نکنید چیه؟ آخه چرا؟ مثلا نهایتش ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ هم که گیر اون طرف بیاد آیا دلش میاد خرج کنه؟ آیا خرج چیزهای خوب میکنه؟ آیا شخصی رو میشناسید که از این راه پولدار شده باشه و اگر هم شده آیا با اون پولها عاقبت به خیر شده؟

                

فقط من یه آپی چند سال پیش داشتم که همون موقعها احساس کردم این خطر داره همه گیر میشه. مخصوصا تو منطقه ما. چند تا توصیه دارم که قبلا هم نوشته بودم ولی به هر دلیل پرید.

۱- تو خیابون خلوت تا جایی که میتونید راه نرید و از خیابونهای پر رفت و آمد عبور کنید.

۲- کیفتون رو همیشه سمت پیاده رو بگیرید.

۳- خودتون هم سعی کنید تا جایی که امکان داره از پیاده روها عبور کنید

۴- اگه مجبور شدید از جاهای خلوت عبور کنید سعی کنید با موبایل صحبت نکنید یا اگه مجبور شدید و احساس کردید اشخاص مشکوکی به شما نزدیک میشن سعی کنید یکی از منازل رو (چه بهتر آیفون تصویری داشته باشه) زنگ بزنید که شاید باعث شه دنبالتون نیان.

۵- اگه خدایی نکرده باز هم از دست این افراد شرور نجات پیدا نکردید خواهشا مقاومت نکنید. شما یک نفر هستید. شما اگر هم اونها رو بگیرید اونها از قبل فکرشو کردند و بازم شما رو از پا در میارن.

یادتون نره یه گوشی موبایل و یا حتی میلیونها پول اگر هم باز به چنگ شما برسند جونتون از دست میره.

۶- فقط سعی کنید چهره و مدل موتور رو به خاطر بسپرید. شماره رو توصیه نمیکنم (اگرچه بد نیست)

۷- سعی کنید پول نقد و قلمبه و طلا و جواهر همراه خودتون این طرف و اون طرف نبرید.( اگر از مغازه ای طلا میخرید سعی کنید همونجا اون رو استفاده کنید تا امکان قاپیدن و مسائل دیگه کمتر باشه)

اینها کارهایی بود که ما میتونستیم در رویارویی با این افراد داشته باشیم. ولی از طرفی امیدوارم اینقدر سخت گیریهای مسئولین و توجهشون زیادتر بشه که اصلا شاهد چنین ماجراهایی نباشیم. به نظر من ۲ تا از اینها رو بگیرند و مجازات شدید روشون اعمال شه دیگه فکرش هم به ذهن بقیه نمیرسه.

مواظب خودتون باشید. اجازه ندید این امانت الهی (جان) رو هر فردی با بهای کمی از شما بگیره

-------------------------------------------------------------------------------------------

نمونه اتفاقاتی که باعث نوشتن این متن شد:

۱- قاپیدن موبایل استاد کلاس کامپیوتر   ۲- قاپیدن کیف دایی بنده در همان محل

۳- قاپیدن موبایل مادر همسایه در کوچه خودمان      ۴- این آقایی که مثالش رو زدم

۵- قاپیدن پول همراه دوست همسرم که پس از خروج از بانک از ایشون زندن

و هزاران مورد دیگه شبیه به این .....

|+| نوشته شده توسط لوزا در دوشنبه 11 آبان1388 ساعت |

شرمنده توام(با اینکه مطلب کپی هست ولی حرف دلم بود و لا جرم بر دل نشست)
                         
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .
 
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟ 
  
قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .  
خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .
. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم
 
.جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست.
 
با تشکر از گروه اینترنتی کاریزماکو
 
------------------------------------------------------------------------وبلاگ دکتر شیری---
|+| نوشته شده توسط لوزا در جمعه 8 آبان1388 ساعت |

سلام خدا جونم
بعد از ۱۳ سال که دیپلم گرفتم و سر کار رفتم و زبان رو ادامه دادم و ازدواج و بچه و تدریس زبان و کامپیوتر بالاخره دارم از دیپلم فاصله می گیرم.

دانشگاه رشته گرافیک قبول شدم. حد اقل خوبیش نسبت به اون سالها اینه که الان رشته ای رو میرم که بهش علاقه دارم. ولی اون موقعها میخواستم فقط یه چیزی قبول شم.

خوبیش اینه که الان بچه ام از آب و گل در اومده و جای ادامه تحصیل دارم.

فقط برام دعا کنید موفق شم.

فعلا که خیلی خوشحالم و خدا رو شکر میکنم.

|+| نوشته شده توسط لوزا در چهارشنبه 6 آبان1388 ساعت |

خداجون!

 صدها هزار مرتبه شکرت

|+| نوشته شده توسط لوزا در یکشنبه 3 آبان1388 ساعت |

انا لله و انا الیه راجعون
پدر خونواده

پدربزرگ سارای کوچولوی من

از دنیا رفت

فقط فهمیدم عمر هر چی باشه

چه ۲۰ سال

چه ۸۰ سال

مثل باد میگذره

 

|+| نوشته شده توسط لوزا در یکشنبه 26 مهر1388 ساعت |